ubv jrwdv fi \da'hi lpln , rvHk ,عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قران,an apology for mohammed and koran,مهربانی ,عطوفت ,رسول خدا , صلی الله علیه,خلق عظیم,سوز و عشق به مردم,رئوف,رحیم,دلسوزترین و مهربان ترین مردم,فلعلّک باخع نفسک علی آثارهم,رفتار مردمی پیامبر بررسی  رفتار پیامبر در قران, پیامبر آیینه قرآن,پیامبر در قرآن, شخصیت پیامبر در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

وصلی الله علی محمد و اله اجمعین

بر آن شدیم تا بعضی از ویژگی های رسول خدا را در باب مهربانی و عطوفت ایشان با مردم را به صورت خلاصه بیان کنیم این مقاله تنها به جنبه های مهربانی آن حضرت پرداخته است که

گر بریزی بحر را در کوزه ای              چند گنجد قسمت یک روزه ای

انشالله منتظر سایر مقالات از این دست باشید... 

 

 

خلق عظیم

قرآن کریم پیامبر(ص) را به «خلق عظیم» می ستاید: «و انک لعلی خلق عظیم»(1) و تو صاحب اخلاق عظیم و برجسته ای هستی.

آری پیامبر اکرم(ص) بحق معجزه اخلاق بود. و علاوه بر عنایت خداوند همین ویژگی برترین راز محبوبیّت پیامبر(ص) و نفوذ حضرت در عمق دلها بود. پیامبری که رسالتش تکمیل فضائل اخلاقی است(2) خود باید «خلق عظیم» داشته باشد.

رفتار مردمی

از مصادیق بارز این خلق عظیم «رفتار مردمی» است در روایتی از حضرت امام حسین(ع) آمده است که از: پدرم امیرمؤمنان علی(ع) درباره ویژگی زندگی پیامبر و اخلاق او سؤال کردم پدرم مشروحاً به من پاسخ فرمود در بخشی از این حدیث آمده است:

«کان دائم البشر، سهل الخلق، لین الجانب، لیس بفظ و لاغلیظ و لا ضحّاب و لا فحاش و لا عیاب و لامدّاح یتغافل عما لا یشتهی فلایؤیس منه ولایخیب فیه مؤملیه»

حضرت با همنشینان دائماً خوشرو، آسان گیر و ملایم بود هرگز خشن، سنگدل، پرخاشگر، بد زبان، عیبجو، و متملق نبود هیچکس از او مأیوس نمی شد و هر کس به در خانه او می آمد نومید باز نمی گشت.

«قد ترک نفسه من ثلاث: المراء و الاکثار و ما لایعنیه»

سه چیز را از خود رهانیده بود:1ـ مراء «بگو مگوهای بی ثمر» 2ـپرگوئی 3ـ دخالت در کاری که به او مربوط نبود.

«و ترک النّاس من ثلاث کان لایذمّ احداً و لا یعیّره ولایطلب عثراته ولاعورته».

و سه چیز را در مورد مردم از خود دور کرده بود: 1ـ از کسی بدگوئی نمی کرد 2ـکسی را سرزنش نمی فرمود 3ـ لغزشها و عیوب پنهانی مردم را جستجو نمی کرد.

«ولایتکلم الّا فی ما رجا ثوابه اذا تکلّم اطرق جلسائه کانّما علی رؤسهم الطیر فاذا سکت تکلّموا ولایتنازعون عنده»

هرگز سخن نمی گفت مگر در مورد مواردی که ثواب الهی را امید داشت، در موقع سخن گفتن به قدری نافذ الکلمة بود که همه سکوت اختیار می کردند و تکان نمی خوردند و به هنگامی که ساکت می شد آنها به سخن در می آمدند اما نزد او هرگز نزاع و مجادله نمی کردند.(3)

 

سوز و عشق به مردم

پیامبر اکرم(ص) از صمیم جان دلسوز مردم بود و تمام آرزویش هدایت مردم بود.

«لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم.»(4) تحقیقاً رسولی از خود شما به سویتان آمد که سختی های شما بر او سخت است و اصرار زیادی بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رؤف و مهربان است.

در این آیه شریفه نهایت سوز و عشق پیامبر(ص) به مردم با واژه های ذیل بیان شده:

الف: «من انفسکم» پیامبری برخاسته از بین شما و دارای روح انسانی همانند شما. این واژه گویای شدّت ارتباط پیامبر(ص) با مردم است گوئی که پاره ای از جان مردم در شکل پیامبر(ص) ظاهر شده است.

ب: «عزیز علیه ما عنتم» رنج و گرفتاری شما مایه رنج و تأثر شدید اوست او غمخوار شماست.

یعنی او نه تنها از ناراحتی شما خشنود نمی شود که بی تفاوت هم نخواهد بود او به شدّت از رنجهای شما رنج می برد و اگر اصرار بر هدایت شما و جنگهای طاقت فرسا و پرزحمت دارد آن هم برای نجات شما و برای رهائی تان از چنگال ظلم و ستم و گناه و بدبختی است.

ج: «حریص علیکم» او در سعادت و سربلندی شما سراز پا نمی شناسد.

«حرص» در لغت به معنای شدّت علاقه به چیزی است، در آیه متعلّق حرص حذف شده و این دلیل بر عموم است یعنی او به هرگونه خیر و سعادت شما عشق می ورزد، حریص بر هدایت شماست، حریص بر تعلیم شماست و...

د: «بالمؤمنین رؤف رحیم» او نسبت به مؤمنان رؤف و مهربان است «رئوف» است نسبت به فرمانبرداران. "رحیم" است نسبت به گنهکاران(5)

امیرمؤمنان علی(ع) در روایتی ضمن ادلّه اثبات افضلیت رسول خدا می فرماید:

«...و لقد کان ارحم الناس و ارأفهم فقال اللّه تبارک و تعالی لقد جاءکم رسول من انفسکم... بالمؤمنین رؤف رحیم.»

به تحقیق رسول خدا دلسوزترین و مهربان ترین مردم بود پس خدای تبارک و تعالی فرمود برای شما پیغمبری از خودتان آمد که...با مؤمنان دلسوز و مهربان بود.(6)

تا آنجا پیامبر غم امت را می خورد که گاه جان پیامبر در معرض خطر قرار می گرفت.

«فلعلّک باخع نفسک علی آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا»(7) گوئی می خواهی به خاطر اعمال آنان خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند.

«لعلک باخ نفسک الّا یکونوا مؤمنین»(8) گوئی می خواهی خود را هلاک کنی که چرا اینها ایمان نمی آورند.

«باخع» از ماده بخع به معنای هلاک کردن خویشتن از شدّت غم و اندوه و به تعبیر دیگر دق مرگ نمودن است.)

این دو آیه گویای حرص شدید پیامبر بر هدایت مردم و جانفشانی حضرت در این مسیر است، آیه گویای آن است که پیامبر به جهت سرنوشت و پایان بدکافران در تأسف و رنجی عمیق بود. گویا پیامبر(ص) به شخصی تشبیه شده که می بیند عزیزترین افرادش از او جدا می شوند و او با حسرت از پشت سرشان به آنان نگاه می کند.

برخورد مهرآمیز با مردم

برخورد مهرآمیز یعنی نرمخوئی، یعنی گذشت، یعنی مدارا، پیامبر مظهر این همه بود.

«فما رحمة من اللّه لنت لهم و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکّل علی اللّه انّ اللّه یحبّ المتوکّلین.(10) به برکت رحمت الهی در برابر آنان نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب و در کارها با آنان مشورت کن اما هنگامی که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.

«لنت» از ماده «لین» به معنای مهربانی و خوشخوئی است. «فظ» به معنای کسی است که سخنانش تند و خشن است. .

«از آیه شریفه استفاده می شود پیامبر دارای اخلاقی خوش و اهل مدارا با مردم و به دور از هرگونه سنگدلی و خشونت بود و سرچشمه این خلق و خوی رحمت الهی بود که خداوند در دل پیامبر(ص) نهاده بود. و این از عوامل گرایش مردم به حضرت بوده و این ویژگی یک رهبری موفق است.

در همین راستا دستور عفو و گذشت از لغزشهای آنها و نیز طلب آمرزش برای آنان را صادر کرده و برای زنده کردن شخصیت مسلمانان دستور مشورت و نظرخواهی از آنان را داده است

.

شأن نزول آیه مسلمانانی هستند که علیرغم شعارهای فراوانی که در عرصه جهاد می دادند از صحنه جنگ گریختند و عامل شکست مسلمانان در این جنگ شدند، آنان بعد از جنگ در آتش افسوس و ندامت می سوختند. آیه شریفه پیامبر(ص) را مأمور به گذشت از آنها و احترام به شخصیّت آنها می نماید. این یعنی مهر با مردم حتی با لغزش آنان!!

«و منهم الّذین یؤذون النبی و یقولون هو اذن قل اذن خیر لکم یؤمن باللّه و یؤمن للمؤمنین و رحمة للّذین آمنوا منکم و الّذین یؤذون رسول اللّه لهم عذاب الیم»(11)

از آنها کسانی هستند که پیامبر را آزار می دهند و می گویند او آدم خوش باوری است بگو خوش باور بودن او به نفع شماست ولی بدانید او به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و رحمت است برای کسانی از شما که ایمان آورده اند و آنها که رسول خدا را آزار می دهند، عذاب دردناکی دارند.

این آیه نیز از آیاتی است که «برخورد مهرآمیز» پیامبر را با مردم تبیین می کند.

در شأن نزول آیه آمده است که: گروهی از منافقین دورهم نشسته سخنان ناهنجار درباره پیامبر می گفتند یکی از آنان گفت: این کار را نکنید زیرا می ترسیم به گوش محمّد(ص) برسد و او به ما بد بگوید و مردم را بر ضد ما بشوراند. یکی از آنان که نامش «جلاس» بود گفت مهم نیست ما هرچه بخواهیم می گوئیم و اگر به گوش او رسید نزد وی می رویم و انکار می کنیم و او از ما می پذیرد زیرا محمد(ص) آدم خوش باور و دهن بینی است و هرکس هرچه بگوید قبول می کند در این هنگام آیه فوق نازل شد و به آنان پاسخ گفت.(12)

منافقان از این برخورد مهرآمیز پیامبر(ص) سوء استفاده می کردند و پیامبر را ساده لوح و زودباور می خواندند.

«اذن» در اصل به معنی گوش است و به کسی گفته می شود که به هر سخنی گوش فرا دهد و زود باور کند و به اصطلاح «گوشی» باشد. در حالی که این برخورد پیامبر نه از سر ساده لوحی و زودباوری بلکه برخاسته از رحمت و سعه صدر نبوی است ولی پر واضح است پیامبر(ص) تنها ترتیب اثر به سخنان مؤمنان می دهد. ولی سخنان دیگران را با اینکه می داند نادرست است رد و تکذیب نمی کند تا از این رهگذر آبروی آنها حفظ شده، شخصیت آنها خرد نشده و عواطفشان جریحه دار نگردد.

 

برگرفته از مقاله سیری در رفتار مردمی پیامبر(ص) در قرآن با تصرف و تلخیص

 

آدرس اینترنتی جهت مطالعه بیشتر

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/89/4964/42871/%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%28%D8%B5%29-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86 

منابع

1. سوره قلم، آیه 4.

2. این مضمون با عبارات مختلف از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است. از جمله:

الف ـ «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» من تنها برای تکمیل فضائل اخلاقی مبعوث شده ام. (کنزالعمال، ج 3، ص 16).

ب ـ «انما بعثت لاتمم حسن الاخلاق» (همان).

ج ـ «بعثت بمکارم الاخلاق و محاسنها» (بحار الانوار، ج 66، ص405).

3. معانی الاخبار، ص 83 «باب معانی الفاظ وردت فی صفة النبی»حدیث 1.

4. سوره توبه، آیه 128.

5. بنابر یک تفسیر.

6. ارشاد القلوب، ج 2، ص 407 ؛ بحارالانوار، ج 16، ص 342، حدیث 33.

7. سوره کهف، آیه 6.

8. سوره شعراء، آیه 3.

9. سوره آل عمران، آیه 159.

10. سوره آل عمران، آیه 159.

11. سوره توبه، آیه 61.

12. بحارالانوار، ج 22، ص 95، حدیث 38 و جلد 22، ص 38 و 39؛ درالمنثور، ج 3، ص 253 (دارالمعرفة) ؛ مجمع البیان ذیل آیه فوق ؛ تفسیر المیزان، ج 9، ص 323.

 

 

صمیمانه منتظر پیشنهادات و انتقادات شما هستیم.

ثبت نظر

Design By KianSite